تبليغاتX
اهورامزدا

پنجشنبه هفتم آبان 1388

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت روز کوروش بزرگ

به نام ایران و به نام مردم ایران

ایرانیان،
۲۵۶۸ سال پیش از این، مردی بر تخت شهریاری ایرانزمین برنشست که نام اش می بایست با نام ایرانزمین گره خُورَد. کوروش هخامنشی، در پیرامونی به سیاست ورزی پرداخت، که تیره های ایرانی در پراکندگی به سر می بردند و در فراسوی مرزهای ایرانزمین نیز، خشم و کین و بی قانونی و تاریک اندیشی فرمان می راندند. او اما، با همبسته کردن همه ی ایرانیان زیر یک پرچم واحد و گرد یک فرهنگ سیاسی و اجتماعی مشترک، که بر بردباری پایه ای، خرد ورزی اصولی، کردار نیک و دلیری هوشمندانه استوار بود، کاخ با شکوهی را پایه گذاشت که با وجود همه ی گزندهای پنداشتنی، تا به امروز نیز فرونریخته است: تمدن ایرانی.

هم میهنانم،
پرسش این است: کوروش، که ایرانیان به حق او را پدر می نامند و امروز از زن و مرد و پیر و جوان آرامگاه اش را گلباران می کنند و بزرگ اش می دارند، آیا یک تافته ی جدا بافته بود و یا خیر، برایندی بود از فرهنگ خردمدار و انسان دوستانه ای که در اش پرورش یافته بود؟ من فکر می کنم پاسخ برای همه ی ما روشن باشد. کوروش، با همه ی یکتایی شخصیتی اش، از آن رو کوروش شد، چرا که فرهنگ و جامعه ای که در آن روئیده بود چنین امکانی را به او می داد.

پس امروز این بر یکایک ماست که برای بازیابی و بازسازی آنچه که نیای بزرگوار مان، کوروش، برای ما بر جا گذاشت، به وارسی و پژوهش آن فرهنگ پر فروغی بپردازیم که انسان هایی چون کوروش و همانند او را از زهدان خود زائیده بود. چرا که نمی توان کوروش را بزرگ داشت، اما برای فرهنگی که او از آن برامده بود، ارجی به جا نیاورد.

ایرانیان،
شکی نباید داشته باشیم که تداوم کوروش، پدر حقوق بشر ایران و جهان، جز با تدوام راه، سنت، و فرهنگ گرانمایه ای که او آن را نمایندگی می کرد، شدنی نیست. پس با خود می پرسیم، جایگاه و مفهوم انسان در سنت فکری کوروش چیست؟ جایگاه طبیعت، جایگاه دانش، جایگاه هنر و ادب؟ در سنت کوروش چه پنداشتی از مفهوم آزادی و مفهوم حق وجود دارد؟ تصور از خدا و اهریمن در این سنت چیست؟ تصور از دوست و دشمن؟ جایگاه زن در سنت کوروش هخامنشی کجاست؟ رابطه ی میان مرد و زن، رابطه ی میان فرزند و پدر و مادر چگونه و از چه رنگی است؟ خانواده، دوست و همسایه در چه ترتیب و بافتار اجتماعی ای جای دارند و ارتباط درونی شان چگونه است؟ فرهنگ و سنتی که فرزند ماندانا، کوروش بزرگ را در دامن خود می پرورد، چه دریافتی از نیک و بد، چه برداشتی از امر راست و امر دروغ دارد؟ بردباری را چگونه تعریف می کند و مرز شکیبایی را کجا می داند؟ پایه و ساختار قانون، در چنین سنتی، کجا و از چه جنمی ست؟ در یک جمله، جهانی بینی چیره بر آن تمدنی که کوروش را می آفریند، از چه گوهر و دارای چه ساز و کاری ست؟

هم میهنانم،
هنر پرسیدن و اندیشیدن بوده است که از ایران ما، تمدنی استوار بر روشن خِرَدی، تمدنی پرسنده و اندیشنده پدید آورده است. بیائیم با هم اندیشی و هم پرسی، شانه به شانه ی یکدیگر، برای ساختن آینده ای تابناک و انسانی، آینده ای که برامد بهترین های گذشته مان باشد، بر این سنت و هنر گوهربار ِ «ایرانی اندیشیدن» و «ایرانی پرسیدن» پای فشاریم؛

من، به عنوان یک آزادیخواه، با آگاهی کامل به نقش و مسئولیت تاریخی ام، روز کوروش بزرگ را به یکایک شما هم میهنان عزیزم شادباش می گویم. جنبش آزادیخواهانه ی مردم ایران، که برایندی از یک خودآگاهی ژرف تمدنی و تعهد به سنت درخشان فرهنگ و هنر و سیاست ایرانی ست، با نام کوروش هخامنشی گـره خورده است. با به یاد آوردن انــدیشه و گفتار و کـِردار کوروش بـزرگ، هـر ایرانی می داند که «آزادگی»، طبیعت سلب ناشدنی او، و «آزادی»، حق مسلم اوست. نسل جوان امروز ایران بهترین گواه برای اثبات این حقیقت انکار ناپذیر است که کوروش، در یکایک فرزندان اش، بیدار و هشیار است.

نام اش جاودان و راه اش، پر رهرو باد
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم مهر 1388

مهرگان شاد باد

مهربان شو که مهربان آمد

مهرگان شاد و مهربان آمد

 

شادمان باش و مهربانی کن

شادی و مهر توامان آمد

 

مهرگان جشن شادمانی هاست

شاد از آن باغ و بوستان آمد

 

بار دیگر به شیوه ای دلخواه

باغ و گلزار،  دلستان آمد

 

جشن فرخنده ی  نیاکان است

زین سبب راحت روان آمد

 

یادگاری ست از قوی دستان

که خوش از عهد باستان آمد

 

گل که پژمرد از حرارت تیر

از نسیم خزان جوان آمد

 

سوی جالیز بین که میوه و گل

در طراوت چه هم عِنان آمد

 

اعتدال هوا به رقص آورد

سرو را کز طرب روان آمد

 

رخت بستند جیرجیرک ها

در چمن مرغ نغمه خوان آمد

 

مهر ، برما فشاند آن نوری

که از او تیرگی نهان آمد

 

رفع افسردگی شد از گرما

تا نسیم خزان وزان آمد

 

مهر ما را دهد فراوان سود

سودمندیش بی کران آمد

 

تا بود نور باقی اندر مهر

بر بقای زمین ضمان آمد

 

مهر ما را به مهربانی خواند

کاین پیام آور از جنان آمد

 

دوستی ارمغان پردیس است

که بهین گونه ارمغان آمد

 

هر که از مهر بهره ای کم داشت

بر تن از بهر او زیان آمد

 

مهر سرچشمه محبت هاست

کابش از خیر ، نوش جان آمد.

نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی و یکم شهریور 1388

سادگی و روانی زبان پارسی

با پوزش بسیار از دیرکرد در به روز رسانی وبلاگ 

سادگی و روانی زبان پارسی

 

شهرت دارد که زبان انگلیسی ساده ترین زبانهای دنیاست و این تا اندازه ای در باره صرف افعال صحت دارد.در این یادداشت کوتاه میخواهیم مواردی را که در زبان پارسی ساده تر از زبانهای دیگر است بررسی کنیم.

در بیشتر زبانها رسم است که دو یا چند علامت جمع به کار میبرند مثلا در انگلیسی،فرانسه،اسپانیولی و زبانهای دیگر میگویند((پنج اسبان )) و... البته اگر حرف تعریف یا صفتی همراه اسم باشد علامت جمع در آنها نیز به کار میرود.بیشتر اوقات(( s)) را در زبان اسپانیولی تلفظ نمیکنند و این ربطی به پایان کلمه ندارد.البته در زبان پارسی مونث و مذکر وجود ندارد و این زبانرا بسیار ساده میکند البته در زبان انگلیسی از زبانهای دیگر اروپایی پیش افتاده تر است چون مذکر و مونث در مورد حقیقی آن به کار میرود.بارها نبودن مونث و مذکر را در زبان پارسی به عنوان تساوی زن و مرد در ایران به رخ دیگران کشیده ایم و این عدم لزوم مونث و مذکر را استوار میکند.

در اضافه و صفت و موصوف زبان پارسی ارجحیت دارد.مثلا به پارسی میگوییم ((کتاب بزرگ)) یا ((کتاب داریوش)) و این قاعده همیشه پیروی میشود.در زبان فرانسه باید،چه موقع صفت قبل از اسم می آید و چه وقت اسم پیش از صفت،را حفظ کرد.

زبان اسپانیولی به علت ترجمه اخبار از انگلیسی تحت نفوذ این زبان رفته است.اغلب دیده میشود که صفت را قبل از اسم می آورند و این از نظر دستور زبان اسپانیولی اگر غلط نباشد،نادرست است.

اکنون کمی از آنچه زبان پارسی را دشوار کرده است گفتگو میکنیم میتوان گفت تمام افعال پارسی بی قاعده اند یا باید برای هر فعل دو مصدر به خاطر سپرد.فعل ماضی را با حذف ((ن))از مصدر میسازیم.مثلا از ((رفتن)) کلمه ((رفت)) به دست می آید که سوم شخص مفرد است.البته با صرف آن سر خوانندگان را به درد نمی آورم.

مضارع این فعل ربطی زیاد به کلمه ((رفتن)) ندارد،مگر بگوییم ((روش)) اسم مصدر یا مصدر دوم این فعل است و با حذف ((ش)) و اضافه ((می)) به آغاز آن مضارع بسازیم.البته صرف آن می شود ((می روم،می رود،و...)) این امر در زبان پارسی چنان ریشه کرده است که عوض کردن آن بسیار دشوار بلکه محال است.از زبان بچه ها می توان صرف افعال در زبان ها ساده کرد  و این با به کار بردن زمان و ضمیر انجام میگیرد.به عنوان مثال فعل ((رفتن)) یا مصدر مرخم آن ((رفت)) را به کار میبریم: بجای (دیروز رفتید دانشگاه) می گوییم (شما دیروز((رفت))دانشگاه) به جای (الان می روم ) میگوییم (من الان رفت)،به جای (فردا خواهم رفت) میگوییم (من فردا رفت).

البته دشواریهای زیاد در این اصطلاحات پیش می آید و مواردی در زبان موجود است که با گذشته و حال و آینده ربطی ندارد چون فکر بشر موضوعی است بغرنج و پیچیده.ولی گاهی این پیشنهاد کمکی به خارجی ها میکند که با دانستن مختصری از زبان بتواند در کشوری بیگانه رفع احتیاج کند.با این که خط پارسی فقط سه حرف صدا دار دارد،باز نوشتن آن اگر لغات مشکل عربی در آن نبود،بسیار ساده است،سالها وقت بچه بیچاره به هدر میرود که هجاء لغتهای انگلیسی را یاد بگیرد.

حتی صاحبان تصدیق نامه مافوق عالی و دکترا برای املا بعضی از لغات معمولی باید به کتاب لغت مراجعه کنند.زبان اسپانیولی که افتخار دارد که نوشتن آن کاملا مثل حرف زدن آن است به همین بلا مبتلاست.بنابراین اگر لغات عربی و ترکی در پارسی کم شود،نوشتن آن بسیار آسان می شود.

آنچه در این مقاله مختصر به عرض رسید نمونه ای از موضوع است.
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم مرداد 1388

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد بازنگری جنبش آزادیخواهانۀ ملت ایران

۲۳ امرداد ماه ۱۳۸۸

هم میهنان عزیزم،

سی سال سرکوب نتوانست میل به آزادی را در قلب شما فرو کُشد. سی سال ستم، سی سال دروغ، سی سال انحطاط نظام خودکامۀ ولایت، که خود برایندی بوده و هست از یک فریب بزرگ، و امروز نیز، چون همان روز آغازاش، دریای ژرف پلیدی هاست، در همۀ عرصه ها شکست خورده است؛
امروز دیگر هیچ آزاده ای در جهان نیست، که در سیمای این نظام واژگونه اندیش بنگرد، و تجسم کژی، تاریکی، و بدی را، در چهره اش نبیند.

ایرانیان،

امروز، جنبش بیداری ما، که برآمدی است از هزاران سال بیداری تمدن پُر شکوه ایرانزمین، جهان را سراپا بیدار کرده است. و این چنین است که جهانِ بیدار شده، به پایداری ما در برابر زور و خشونت برهنه، به «نه ی» بزرگ ما به دروغ، و به «آری» گفتن مان به خِرَد و مِهر و آگاهی، به دیدۀ احترام می نگرد.
امروز دیگر هیچ کس شکی در این ندارد، که ایرانی را نمی توان در تاریکی به بنداش کشید و صدای اش را کُشت. امروز دیگر از شرق تا غرب، و از شمال تا جنوب، همۀ دولت ها می دانند، که ملتی چنین آزاده و دلیر را، به هیچ بهانه ای نمی توان دور زد و نادیده اش گرفت.

جوانان آزادۀ ایرانزمین،

جنبش دموکراسی خواهی شما، به عنوان یک جنبش اصیل و ملی، به عنوان یک جنبش شاد و خِرَدگرا، و به عنوان یک کوشش روشنگرانۀ بزرگ که از سرچشمۀ والاترین ارزش های ملی سیراب می شود، نه تنها بَری از هرگونه وابستگی به هر نیروی بیگانه است، بلکه در درون نیز، به هیچ کس جز یکایک شما پویندگان راستین راه آزادی که سازندگان ایران خوشبخت فردا هستید، تعلق ندارد.
در این هیچ شکی نداشته باشید که آن آتش مِهر و خِرَدی که امروز از سوی شما روشن شده است، چراغ راه آیندگان تان خواهد بود. در این هیچ شکی نداشته باشید که هزینۀ گرانی که تا به امروز پرداخته اید، سرمایۀ نیک بختی فرزندان تان خواهد بود تا که در جهانی خُـرم تتر و پیـرامونی انسانی تر زندگی کنند. ولایت ستم، نیز در برابر شما کمر خم کرده است، و من دور نمی بینم آن فردای خجسته ای را، که این وحشت منظم، در برابر چشمان ما و جهان، در تمامیت اش فرو شکند.

هم میهنانم،

جنایاتی که امروز در بازداشتگاه های نظام انقلابی بر فرزندان این مرز و بوم می رود، جنایاتی که واپسین پرده های شرم را نیز فرو دریده اند و حتی قداست پیکر پسران و دختران جوان این میهن را نیز لگد مال می کنند، حلقه ای است از یک زنجیر ستبر جنایت، که سردمداران رژیم، سی سال است در بافتن اش کوشیده اند.
جوانان و روشن اندیشان ایرانزمین،

نظام ولایت مطلقۀ فقیه، نه فقط در این یا آن دولت اش، بلکه در گوهراش، یک کودتای ولایی ست علیه شعور آدمیت و خِرَد خودمختار انسان. و اینچنین است که آنچه که در بیدادگاه ها و تاریک خانه های این نظام قرون وسطایی می بینیم، نه یک رویداد غیرعادی، بلکه نتیجۀ منطقی یک دستگاه تام گرا، خِرَد ستیز، و ضد مردمی است.

هم میهنانم،

از درون «هیچ» چیزی جز «هیچ» نزاید، و از درون آن «هیچ بزرگ» که خمینی پایه اش گذاشت، چیزی جز همین «هیچ بزرگ و آلوده به ننگ» که اینک رژیم خامنه ای در اعتراف خانه های انسان شکن اش به نمایش می گذارد، نمی تواند برون آید.
قانون اساسی این نظامِ استوار بر کودتا و یخ زدگی فکری، چیزی جز «گورستان حقوق بشر» و «تابوت ارزش های جهان مدرن» نیست. از درون این نظام، که بُن بستی است در تاریکی، هیچ راهی به روشنی نمی برد.

ایرانیان،

راه رهایی ما از دو سو روشن است و به باور من، استوار بر دو «نه ی» بزرگ: نه به جمهوری اسلامی، در تمامیت اش، و نه به هرگونه مبارزه ای که به خشونت آلوده باشد. هر که در این راه بی بازگشت گام بردارد، با هر پیشینه ای، مقدم اش مبارک است، چرا که در فاصلۀ میان این دو «نه ی» بزرگ است، که جنبش آزادی خواهی نسل نوین ایرانزمین، به دو «آری» بزرگ خویش که همانا عالی ترین هدف های اش به شمار می روند، دست خواهد یافت: جدایی دین از حکومت، و برپایی حکومت قانون.

هم میهنانم،

راه رستگاری ما، فارغ از هرگونه پیشینۀ سیاسی و وابستگی عقیدتی، در همبستگی ماست. و همبستگی ما تنها هنگامی می تواند به رستگاری راستین و نیکی همگانی مان بینجامد، که همبستگی ای باشد برآمده از چهار رکن: آگاهی، بخشش خردمندانه، شفافیت در بیان، و پایفشاری بر اصول.

ایرانیان،

تنها با همبستگی و همدلی ای از این دست است که می توانیم، از تکرار اشتباهات گذشته مان جلوگیری کنیم. در این راه پر فراز و نشیب، من با شما هستم. ما، در کنار هم ایستاده ایم و به یاری یکدیگر پیروز خواهیم شد.

پیروزی از آن ماست
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت یکصد و سومین سالگرد جنبش مشروطیت

۱۴ امرداد ماه ۱۳۸۸ ملت بزرگ ایرانزمین، یک و نیم صدۀ پیش، با پیدایش روشنگرانی چون میرزا فتحعلی آخوند زاده و دیگرانی از جَنَم او، جنبش بزرگی در سرزمین ما پا گرفت که اهداف عالیۀ آن را می توان، به ترتیب، در چهار اصل اصیل و هم ارز باز نمود: امنیت، قانون، پیشرفت و مردمسالاری. تاریخ نگاران به درستی از این جنبش زیر نام هایی چون جنبش روشنگری و یا جنبش بیداری ایرانیان یاد کرده اند. جنبشی استوار بر خِرَدورزی، که الهام از تاریخ درخشان اندیشه و هنر ملی را، با پیوستن به جهان نوین در هم آمیخته بود. سال ها بعد، این جنبش، با فراز و نشیب هایی که هر کوشش بزرگ انسانی با آن روبرو می گردد، به آن رویداد دگرگون کننده ای انجامید که انقلاب مشروطه نامیده شد. انقلابی، که در نوع خود، نخستین انقلاب بزرگ اجتماعی در خاورمیانه بود. کارگران، کارمندان، آموزگاران، دانشجویان، روشن اندیشان آزادۀ ایرانزمین، آنچه که امروز برای ما می تواند از بیشترین اهمیت برخوردار باشد و گوهر روایت و برداشت ما را از آن رویداد یگانه فراهم آورد، نه صرفا لفظ مشروطگی، بلکه درونمایه و مضمون مشروط بودن است. پرسش اصلی این است: مشروط به چه؟ هم میهنانم، سی سال زیستن در بند و بست قانونی ارتجاعی به ما این درس بزرگ تاریخی را آموخته است که ارزش راستین مشروطۀ نیاکان ما، نه در متمم قانون اساسی، یعنی مشروط کردن رای مردم به «شرع دینی»، بلکه در آن لحظۀ گران ارج تاریخی ای بوده است که آن ها توانستند پادشاهی قدر قدرت را به تمکین در برابر خواست های به حق و قانونی خود وادارند. این امر، بی شک، گامی بزرگ و اساسی بود در راه تاسیس حکومت قانون و سالاری مردم بر مردم. ایرانیان، جنبش بزرگ امروز شما، در همان حال که حامل گُسست با فرازهای ارتجاعی تاریخ ماست، به ویژه ارتجاعی که سی سال است «روح تاریک» خود را بر سرزمین خورشید وش ما چیره کرده است، حامل پیوست با نیکی های ملی نیزهست. جنبش سبز، برایندی از بهترین های تاریخ اندیشه و هنر ماست. برایندی از یک آزادگی ژرف و مهر به راستی که در جان هر ایرانی نهفته است. و این آزادگی و مِهر همان چراغ و آتش نامیرایی است که ایرانی را، همواره، در گزینش داد از بی داد، توانا و دانا ساخته است. هم میهنانم، چهاردهم امرداد ماه، به همان اندازه که یاد روز ثبت رای مردم است در دفترچۀ زمان، به همان اندازه نیز یادگار سیلی سردی است که بر صورت ستمگران نواخته می شود، اگر سر در برابر یگانه فرمانروای به حق، یعنی مردم، فرو نیاورند. ایرانیان، نیاکان نیک اندیش ما، اساس اخلاق و سیاست این مرز و بوم را بر دو اصل مِهر و داد بنیاد نهادند، و اینگونه بود که چرخ تاریخ در ایران ما، به نیروی مِهر و داد آغاز به جنبیدن نمود. بی گمان باشیم که امروز نیز، نیکبختی همگانی ما، در پیروی از چنین اصول جهان شمولی است که بارها، صدق و اعتبار خود را به اثبات رسانده اند. ایران، از آن ماست، و به نیک ورزی و همدلی، بازاش خواهیم ستاند. این روز خجسته را به یکایک شما شادباش می گویم خداوند نگهدار ایران باد رضا پهلوی
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم مرداد 1388

پیام شاهزاده رضا پهلوی برای پیوند ارزش های ملی

دهم امرداد ماه ۱۳۸

هم میهنانم،

آزادی خواهی، داد جویی مهر به همنوع و سر فرو نیاوردن در برابر زور و ستم،همواره از برجسته ترین ویژگی های تمدن ایرانزمین بوده است. جنبش آزادی خواهی امروز شما نیز، که سبزی و خرمی روح ملی را به عنوان نماد آن برگزیده اید،در عین یگانگی و بی همتایی اش، ادامۀ درخشان ترین رویدادهای تاریخ ملی ماست.
ایرانیان،

امروز، ایران ما در یکی از حساس ترین دوران تاریخی اش به سر می برد.و همبستگی، در کنارپافشاری بر والاترین اصول ،همچون مردم سالاری،بردباری، عدم خشونت، و جدایی دین از حکومت،یک ضرورت شمرده می شود. ما،همگی،در یک آزمون بزرگ تاریخی به سر می بریم،و من شکی ندارم که از آن با همدلی و هم اندیشی یکدیگر پیروز و سرفرازتر از همیشه برون خواهیم آمد.

عزیزانم،

جنبش سبز دموکراسی خواهی،از آن یکایک فرزندان آزادیخواه ایران است.
این جنبش، جنبشی است فرای این و یا آن پسند سیاسی باور دینی و یا هرامر ویژه و جدا کنندۀ دیگر .

این جنبش در گوهراش، همانگونه که پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایرانزمین و سرود ملی مرزپر گهر،برایند همۀ تاریخ ماست، چکیده ای، از لحظه لحظۀ عرق ریزان روح ملی.

همان گونه که این پرچم به هیچ حزب، گروه یا نظام سیاسی ویژه ای تعلق ندارد،و فارغ از هر باور دینی و جهت گیری سیاسی از آن همۀ ایرانیان است، همان گونه که سرود پرشکوه مرزپر گهر،به هیچ دستۀ عقیدتی و دستگاه فکری ویژه ای تعلق ندارد و سرودی است برآمده از ژرفنای جان یکایک ما،جنبش سبز آزادگی نیز، فصل مشترک همۀ ماست، بی هیچ مرز و استثنایی.

هم میهنانم،

من عمیقا بر این باورم که پرچم شیر و خورشید نشان ایرانزمین،در کنار سرودملی و سبزی جنبش زیبا و پر شکوه شما،می توانند سه ضلع جدایی ناپذیریک مثلث واحد باشند.

هرگز فراموش نکنیم، ما، همگی یکی هستیم و رمز پیروزیمان نیز، نهفته در همین یگانگی است.

ایران را، آبادتر از همیشه، با هم باز خواهیم ساخت.
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفتم مرداد 1388

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد شرایط مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف

هم میهنان عزیزم
بنظر می رسد گروهی از مسئولین عراقی با پشتیبانی رژیم جمهوری اسلامی، عملیاتی را برعلیه اردوگاه اشرف انجام داده اند که در این برخورد بین نیروهای عراقی و ساکنین اردوگاه، تعدادی از ایرانیان کشته و بسیاری نیز زخمی شده اند.
در این موقعیت ما باید به مسئولین عراقی یادآور شویم که هیچ انسانی را نمی توان به خاطر عقاید سیاسی و تعلقات مذهبی اش از حق انسانی و حمایت قانونی محروم کرد. مهم تر از همـه، هیچ پناهنده ای را نمی توان به کشور اصلی اش مسترد کرد اگر استردادش، وی را معرض شکنجه، رفتار بی رحمانه، و مجازات های غیرقانونی و غیرانسانی قرار دهد و یا سرنوشتش را دادگاه هایی تعیین کنند که تابع مقررات بین المللی ناظر بر حقوق بشر و آئین دادرسی کیفری پذیرفته شده در جامعۀ بین المللی نباشند.
هم میهنانم،
با توجه به کارنامۀ سیاه سی سالۀ رژیم جمهوری اسلامی در نقض و تجاوز مستمر به حقوق بشر، و به ویژه با توجه به رفتار وحشیانه و هولناک آن نسبت به شهروندان بی گناه ایران در رویدادهای اخیر، تردید نمی توان کرد که سرنوشت مجاهدین بازگردانده شده به ایران نیز کم از سرنوشت دیگر مخالفان رژیم نخواهد بود.
با توجه به این واقعیات و چنین ملاحظات است که انتظار دارم که دولت عراق اجازه ندهد اعضای مجاهدین ساکن اردوگاه اشرف ناخواسته به رژیم جمهوری اسلامی تحویل داده شوند.
رضا پهلوی

۷ امرداد ماه ۱۳۸۸
 
بر گرفته از سایت وزین ایران ب ب ب
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یکم مرداد 1388

پيام شهبانو فرح پهلوی به مناسبت بيست و نهمين سالگرد درگذشت پادشاه فقيد ايران ،محمد رضا پهلوی

پادشاه من، پادشاه ما:
بیست و نه بهار ازآنروزیكه با یاد ایران چشم از جهان بستی می گذرد امّا هنوز و همچنان، بسیارانند كه در حافظه ی
وفادار خود، با شما زندگی می كنند.
با شما كه در آن ساعت آخر، پای پلكان هواپیما، با اشكی گران، ایرانزمین را به خد اوند گارش سپردید و گفتید كه این
درخت تناور، دوباره سبز خواهد شد.
اینک در این روزهای سرنوشت ساز، صدای آن بسیاران را می شنوم كه اگر چه زخم دیده، امّا سرا پا امید، به شما می
گویند:
-ای كاش بودی و می دیدی كه تمّدن و فرهنگ ایرانی، همچنان زنده است.
ای كاش بودی و می دیدی كه زن و مرد جوان و كهنسال، بی هیچ وحشتی، فریاد آزادی خواهی سر می دهند.
ای كاش بودی و می دیدی كه چه گونه پس از تحمّل سی سال كشتار، زندان و شكنجه و جنگ و بی عدالتی، تحمّل سی سال
دروغ بزرگی به نام حكومت ولی، ایرانی كه تا نفس آخر دوستش داشتی، به پا خواسته است.
ای كاش بودی و می دیدی كه از كودكان تا كهنسالان هشتاد، نود ساله ی ایران ویران شده ات، همه وهمه، در برابر این
كشتارگاه شرم آور ایستاده اند تا بر خاكسترش، ایرانی آزاد و آباد بسازند.
رویایی داشتی و می خواستی ایرانی آباد پیشرو سربلند در آشتی با خود و همه ملل دنیا به اقعیت برسد.
از تمدن می گفتی، به هنگامی كه دیگران نماز وحشت می خواندند.
بزرگمرد من و ما
تصاویر پیش رویم چنان درد آور و چنان با شكوه اند كه زبان و كلمه ها برای بیان آن كوتاه اند.
می خواهم بدانید كه ایران مان سرزمینی افتخار آفرین است. از دست رفته نیست، كه فردایی سزاوار تاریخ و فرهنگ و
تمدن خود خواهد داشت.
جای راستی و درستی خواهد بود و سر پناهی امن كه آزادی و عدالت را با همه قسمت خواهد كرد.
حق داشتن نان، كار، مسكن، آموزش و مراقبت از تندرسی همگان، حق زیستن مسالمت آمیز با همه انسانها حق مسلم هر
ایرانی است و كار فردای بچه های ایران.
در فردایی كه می آید، ندا ها و سهراب ها پرپر نخواهند شد و فرصتی برای بهتر زیستن خواهند داشت.
فرصت آزادی.
به امید آن روز،
یادتان گرامیست،
خداوند گار نگهدار ایران باد.
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفدهم تیر 1388

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر

۱۸ تیرماه ۱۳۸۸

به نام ایران و به نام ندای آزادی ایران
از خداوند بزرگ سپاسگزارم که به این سرزمین جوانانی عطا کرده است، که هم خردمندند، هم دلیر، هم تشنۀ آزادی اند و هم جویندۀ راستی و حق. از پدران و مادران ایران زمین از ژرفنای وجودم سپاسگزارم که در سیاه ترین دوران ها، روشن اندیش ترین فرزندان را پرورده اند.
هم میهنانم،
ده سال پیش از این، در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، تاریک اندیشانِ چیره بر میهن، فریاد آزادی خواهی و حق طلبی جوانان ما را به وحشیانه ترین وجه سرکوب کردند. در آن روزها، سردمداران رژیم، چون همۀ ستم گران تاریخ، براین خیال باطل بودند که با خشونت کور می توان «خواست معطوف به آزادی» را نابود کرد. امروز اما جهان شاهد این است که آن «فریاد بزرگ»، نه تنها نمرده است، بلکه هزاران بار زنده تر از پیش، در آسمان ایران زمین طنین افکن شده است.
دانشجویان، کارگران، آموزگاران، روحانیان و سپاهیان ایران زمین!
«ارزش های جهان شمول» چون «آزادی وجدان»، «برابری زن و مرد» و «حق آزادی بیان»، ارزش هایی «فراملی»، «غیرنسبی» و «جاودانی» اند که هرگز نمی توان سرکوب شان کرد. از این رو دیری نخواهد گذشت که ما ایرانیان نیز، با یاری و همدوشی یکدیگر، چون دیگر ملت های آزاد جهان، یکایک این «ارزش های بنیادین» را در چارچوب یک «قانون اساسی نوین»، پایۀ زیست سیاسی قرار خواهیم داد.
ایرانیان، نبرد امروز ما با این حکومت «ستم گر»، جز برای «آزادی» و «مردم سالاری» نیست. روشن است که این نبرد، که نبردی است به دور از خشونت و مبتنی بر والاترین ارزش های انسانی، برای ابراز وجود خود نیاز به جواز ندارد.


هم میهنانم،
شما با اعتراض های متمدنانه و پیوسته اتان به جهان نشان دادید که برای «حکومت کودتایی» حقانیتی قائل نیستید و دولت زورمدار و مردم ستیزی را که «تقدس صندوق رای» را لگدمال کرده است، به رسمیت نمی شناسید.
با در نِگر گرفتن همۀ این امور، آشکار است که هرگونه راه پیمایی و دادخواهی، که بنا بر «روح تمدن پر شکوه ایرانی» مسلما به دور از هرگونه خشونت خود خواسته انجام می گیرد، نیاز به مجوز از هیچ نهادی ندارد.
و در اینجا، من، به مسئولان درجه اول این جمهوری ضد اسلامی و ضد ایرانی گوشزد می کنم که مردم ایران زمین، به عنوان یگانه مالکان این آب و خاک، مجاز و مختارند که تا رسیدن به آزادی کامل، در هر نقطه از سرزمین خود و در هرگاه که خود مایلند و تشخیص می دهند، به خیابان ها و میدان ها آمده، دست در دست، و دوش به دوش یکدیگر، صدای دادخواهانۀ خود را به گوش جهان برسانند. به خود آیید، دست از ویرانی برکشید، فریاد آزادی را بشنوید، و از سر راه مردم کنار بروید.
ایرانیان، پایداری و همبستگی میلیونی شما مافیای حکومتی و دستگاه های سرکوبگراش را به هراس انداخته است. حکومت اسلامی امروز در بدترین شرایط روحی به سر می برد، در حالی که پیکار هوشمندانۀ ملی در آستانۀ فازی نوین قرارگرفته است.
هم میهنانم، امروز پیکار ملی می رود تا در این فاز نوین، فرای راه پیمایی های خیابانی و شعارهای شبانه، سلسله اعصاب رژیم را نیز هدف قرار دهد. فازی که در آن، هسته های مقاومت مردمی در سراسر کشور و در میان همۀ طیف های اجتماعی تشکیل شده و مبارزه، از طریق انجام اعتصابات سراسری، گام به گام، تا فروپاشی کامل و نهایی رژیم و برافرازی یک حکومت مردمی، قانونی و مدرن، به پیش برده می شود. من، برای رسیدن شما به این هدف عالی و غرورآفرین، با تمام توان با شما خواهم بود.
خداوند نگهدار ایران و ایرانی باد
رضا پهلوی
 
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سی و یکم خرداد 1388

پیام شاهزاده رضا پهلوی به ملت مبارز ایران

۱ خرداد ماه ۱۳۸۸

درود به روان جان باختگان راه آزادی
به مردم دلیر سرزمینم،
هم میهنان مبارزعزیزم،
آنچه امروز این حکومت سنگدل خون آشام به نام دین خدا برسر زنان و مردان این مرزو بوم در خیابان های این سرزمین انجام می دهد صف آرایی جهل در برابر دانایی و تنفر در برابر عشق است.
هم میهنانم، زنان و مردان ایرانزمین، امروز شما در کوچه پس کوچه های به خون آغشتۀ ایرانزمین، در این بهار به خون نشسته، می رَوید تا سرنوشتتان را برای صلح و آزادی رقم بزنید؛ جهان بشری، برای این کوشش ستایشگر شما و برای تلاش از یاد نارفتنی شما سرتعظیم فرود می آورد.
ایران امروز شاهد است که بیگانگانی که با مبانی انسانیت و شرافت بیگانه اند، خاک ایرانزمین را به خون سرخ مردم اش رنگین کرده اند. و حکومت غرق در جنون زورق مسکین ولایت اش را در رودبار اشک و خون فرزندان ایرانزمین روان کرده است.
هم میهنانم، مبارزۀ شکوهمندانۀ شما و پیکار متمدنانۀ شما، که خیره سران می کوشند تا خشونت را به آن تحمیل کنند، تنها مبارزۀ شما نیست، بلکه مبارزۀ همۀ آزادیخواهان جهان است و باعث افتخار هر انسان آزادیخواه.
پس بی گمان باشید که تنها نیستید، چرا که امروز همۀ آزادیخواهان جهان با شمایند. پس بی گمان باشید که تنها نیستید، چرا که امروز قلب همۀ فرزندان این مرز و بوم در سینۀ ایران می تپد. پس بی گمان باشید که تنها نیستید، چرا که امروز همۀ آزادگان جهان، فارغ از جنس و نژاد و آئین یک صدا فریاد می زنند: من یک ایرانی ام!
سپاهیان، بسیجیان، و ارتشیان ایرانزمین، امروز این دیگر بر شماست که سر در برابر اهریمن خویانی که قصد جان برادران و خواهران شما را کرده اند فرود نیاورده، و به جای ابزاری گشتن در دست فروکوبندگان آزادی همان چیزی باشید که مام میهن و روح شکست ناپذیر تمدن ایرانزمین از شما می خواهد: پاسداران عدالت و صلح! برادران ام، فرزندان ایرانزمین را از دَم تیغ جهل و جنون ضحاک زمان برهانید و به مردم بپیوندید.
هم میهنان عزیزم،
من بعنوان فرزند این خاک و بوم، بعنوان یک ایرانی تلاش شما را می ستایم، دست شما را می فشارم و از هر کمکی برای رساندن صدای شما به جهان فروگذار نخواهم کرد.
با تمام وجود و احساس خود را در کنار شما می بینم.
خداوند نگهدار ایران و ایرانی باد
رضا پهلوی
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و نهم خرداد 1388

پیام شاهزاده رضا پهلوی خطاب به آیت الله خامنه ای

۲۹ خرداد ۱۳۸۸

آقای خامنه ای، سخنرانی تاسف بار امروز شما در نماز جمعه، نشان داد که شما از تاریخ نیاموخته و ظاهرا، آمادۀ پذیرایی رای آزاد مردم ایران نیستید. شما به جای گوش فرا دادن به درخواست های مردم ستم دیدۀ ایران، آن ها را تهدید کردید، و به جای پذیرفتن تخلف برنامه ریزی شده، بر آن مُهر تایید نهادید.

آقای خامنه ای، جنبش آزادی خواهانۀ مردم ایران، جنبشی ست کاملا مسالمت آمیز و قانون مدار، جنبشی دمکراتیک و مبتنی بر انسان دوستی ژرف، جنبشی که امروز تحسین و پشتیبانی معنوی بیشترین شمار از مردم جهان را برانگیخته است. امروز، همۀ آزادگان جهان به ایرانیان افتخار می کنند.

در این میان، هر چه پُلیسی تر کردن فضای جامعه و راه را برای نیروهای سرکوبگر باز گذاشتن، عملی ست که فقط به بیشتر ریخته شدن خون مردم بی گنـاه و ستم دیدۀ ایـــران می انجامد. آقای خامنه ای، شما، شخصا، مسئول هر قطره خونی هستید که از پیکر مردم دلیر ایران بر «بوم میهن ایرانزمین» ریخته می شود. از تاریخ درس بگیرید، و جلوی وخیم تر شدن امور را، تا دیر نشده است، بگیرید؛ چرا که تاریخ نشان داده است که هیچ نیرویی، هر چقدر نیز مهیب، توان ایستادگی در برابر ملتی را، که «تصمیمی قطعی» به آزاد کردن خود گرفته باشد، ندارد.

من، در همان حال که از مردم ایرانزمین می خواهم که همچنان به شیوه ای مسالمت آمیز بر درخواست های به حق خود پای فشارند و تا به دست آوردن آزادی کامل از پای ننشینند، از تمامی نیروهای انتظامی، بسیج، پاسداران و ارتشیان نیز مصرانه انتظار دارم که از هر گونه برخورد خشونت آمیز با مادران و پدران، با خواهران و برادران، با فرزندان و جگرگوشگان خود پرهیز کنند. سربازان ایرانزمین، ایرانی، تحت هیچ شرایطی، و به هیچ بهانه ای، نباید خون ایرانی را بریزد.

خداوند نگهدار ایران و مردم دلیر ایرانزمین باشد
رضا پهلوی
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388

بیانیۀ شاهزاده رضا پهلوی خطاب به ملت مبارز ایران

هم میهنان عزیزم،
همانطور که پیش بینی میشد رژیم نامقدس حاکم بر مملکت ارزشی برای آرای مردم قائل نیست و در مقابل موج نارضایتی ها که سرچشمه از سی سال خفقان و بی عدالتی رژیم حاکم دارد همچنان گستاخانه برخورد می کند.
من در این اعتراضات حق طلبانۀ مردم ایران بخصوص جوانان با آنها همراه و همصدایم و توجه نیروهای انتظامی را به این نکته جلب می کنم که کسانی که این روزها به دستور حکومت در خیابان ها با آنها درگیر هستید، خواهران و برادران بی گناه و آزادیخواهی هستند که شما نیز در مطالبات آنها سهیم هستید.
هم میهنان عزیزم،
برای دستیابی به حاکمیت ملی، مقاومت مدنی و ایستادگی در اخذ خواسته ها شرط پیروزی است.
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۸
 
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388

بيانيه شهبانو فرح پهلوی به مناسبت تظاهرات اخير در ايران

هم ميهنان عزيزم

بار ديگر، خواست مشروع و تظاهرات مدنی و مسالمت آميز ملت ايران توسط رژيم حاکم سرکوب می گردد.

من به عنوان يک مادر و يک ايرانی از عموم نيروهای نظامی و انتظامی تقاضا دارم که از خشونت نسبت به برادران و خواهران خويش پرهيز کنند.
در اين شرايط حساس و دشوار، من خود را در نگرانی ها و بيم و اميدهای زنان، جوانان، دانشجويان، پدران و مادران ايرانی شريک می دانم و اعتقاد دارم که ملت بزرگ ايران با همبستگی، پايداری و مقاومت ملی می تواند به خواست های عادلانه و آزاديخواهانه خويش نايل آيد.

خداوند نگهدار ايران باد
فرح پهلوی
۲۴ خرداد، ۱۳۸۸
نوشته شده توسط مرد آریایی در |  لینک ثابت   •